الله الله من رأس القمر
محسن عرب خالقیپسندیدن9
بازدید5.4K
الله الله من رأس القمر... الله الله من عین القمر مبهوت شدم، توان گفتارم نیست یارای سخن نمانده و یارم نیست ای حرمله این تیر نبوده والله یک نیمه صورت علمدارم نیست الله الله من عین القمر... یا جدهی سادات علمدارم یا جدهی سادات سپهدارم یا جدهی سادات گره افتاد توی کارم یا جدهی سادات سپر افتاد یا جدهی سادات علم افتاد یا جدهی سادات سکینه تو حرم افتاد عمود میزدن برادر منو با هرچی بود میزدن سنان میزدن با تیر و تیغ و نیزه توأمان میزدن عمد الحدید، خسف القمر یا جدهی سادات به اجدادم یا جدهی سادات به اولادم یا جدهی سادات برس مادر به فریادم یا جدهی سادات دلم خونه یا جدهی سادات دلم ریخته یا جدهی سادات تن عباس بهم ریخته با نیت زدن برادر من و به قصد قربت زدن با کینه زدن انگار بازم مادر رو تو مدینه زدن زدن مادر رو قربه الی الله زدن ***** روی لبم واویلا کسی ندیده توی صحرا که با لبای تشنه سقا بمیره در کنار دریا یار و علمدار من من و نذاری تنها ای کاش به فکر غصههای من باش یه کاری کن غریبم داداش ابوالفضل ... پاشو ببین ای سقا که حرمله سه شعبه داره میشه رباب دیگه بیچاره میره رو نی سر شیرخواره پاشو ببین ای سقا چه نقشهها دارن این لشکر میان به پشت خیمه آخر برای نبش قبر اصغر ابوالفضل ... بعد تو عباس من تنم میمونه زیر مرکب دیگه میره اسیری زینب نداره محرمی از امشب از سر نی میبینی، داره میره خرابه زینب به دست و پاش طنابه زینب تو مجلس شرابه زینب