الف قامتم ز داغت شد دال
امیر طلاجورانپسندیدن4
بازدید300+
الف قامتم ز داغت شد دال كه شدم پیر از غمت صدها سال به سما بنگرم سرت بر نیزه به زمین بنگرم تنت در گودال تنت شد پامال ... سر تو روی نیزهها ماننده سر عباس مضطر و شرمنده حرمله میخنده كه داره شمر دستمو میبنده حسین، حسین ... یا اباعبدالله، مظلوم بودی و از آب فرات محروم بودی و یا اباعبدالله، زنده بودی و رگهات رو برید، زنده بودی و حسین، حسین ... ای بیکفن، تو طاقت خنجر نداشتی گویا غریب بودی و مادر نداشتی اینجا که گود بود چرا خوردهای زمین؟ جایی دگر نبود سرت را جدا کنند؟ حسین، حسین ... بگو چکار کنم آب را صدا نزنی؟ بگو چکار کنم تا دست و پا نزنی؟ به یک نگاه مخواه که سرم بند شود بگو چکار کنم از تنت بلند شود؟ حسین، حسین ...