الا که جلوهی نور خدای وهابی
حاج منصور ارضیپسندیدن12
بازدید600+
اَلا که جلوهی نور خدای وهّابی چرا به عالَم تاریک ما نمیتابی؟ میان ظلمت درهای بستهی این عصر نظر کن و بگشا بر قلوب ما بابی اَمان امنیت از این قبیله خواهد رفت مگر تو ملت ما را دوباره دریابی مرا چه بِین خیابان، چه در حسینیه به جز اسیر سر زلف خود نمییابی ادب نبود که در محضرت گناه کنم مرا ببخش به هر نوع ترک آدابی پس از امام غریبم شهیدخامنهای تو شاهدی که شدم همقرین بیتابی قسم به قلب شکسته بیا، دگر برگرد قسم به داغ دل مادران مینابی بیا و یاد من دور از حرمم باش سحر که در حرم کربلا شرفیابی نفس بده که برای حسین گریه کنم اَلا که گریهکنش در میان سردابی وحوش دشت هم از نهر آب نوشیدند ولی عزیز دل فاطمه نخورد آبی هزارونهصدوپنجاه زخم خورد، اما به فکر محشر ما بود، بَه چه اربابی