الا نگار آشنا شب غمم سحر نما
سایر ذاکرینپسندیدن3
بازدید1000+
اَلا نگارِ آشنا، شبِ قمر سحر نما مرا به نوکری خود شَها تو مفتخر نما ای گُل وفا حسین معدن سَخا حسین میکُشی مرا حسین... از عشقت دوباره دلامون مثل یه قناری داره میخونه با یادت پیالهی چشمام خمارِ شرابه توی مِیخونه بارونه چشمام داره میباره آخه حس کردم شب دیداره (من بیچارتم، آوارتم، آقا جان)۲ میکُشی مرا حسین... حسین حسین حسین... (بریزید گُل یاس به گهوارهی عباس که این یار حسینه، علمدار حسینه)۲ بگویید بگویید همه با دل مضطر الهی که برادر نمونه بی برادر ببینید ببینید، گلم رنگ داره اگه اومده میدون سرِ جنگ ندارد مگو آب مگو آب، عمو نیست عمو نیست تو را چاره علی جان، به جز تیر و گلو نیست حسین حسین...