نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

تنگ غروب آسمون افتادی توی خاک و خون زل زدی سمت خیمهها با اون چشای نیمهجون رمق نداره پیکرت مظلوم عالم چند نفری ریختن سرت مظلوم عالم شلوع شده دوروبرت مظلوم عالم هر کی یه چیزی میبَره بهت میخنده اون که تو دستش خنجره بهت میخنده محاله از تو بگذره، بهت میخنده کافر، مسلمون نداره همه به تشنه آب میدن سهساعت تمومه که دارن تو رو عذاب میدن سهساعت تمومه توی قتلگاهی اینطور دارن زجرت میدن با چه گناهی؟ غریبتر از تو هیچکسی ندیده جایی سهساعته که نیزه پشت نیزه خوردی غریبونه، گرسنه، تشنه جون سپردی تا به همیشه آبروی آبو بردی حسین من، حسین من عزیزِ زهرا... منم بمیرم شده تنت بدجوری زیرورو حسین نمونده جای سالمی قد یه تار موت حسین اینجا کسی پای تو نیست، پاشو عزیزم به فکر دردای تو نیست، پاشو عزیزم روی زمین جای تو نیست، پاشو عزیزم با هر چی که شد زدنت برات بمیرم خون میره هِی از بدنت برات بمیرم چقدر درد داره تنت برات بمیرم حسین من، حسین من، عزیزِ زهرا... انگشت دستای کیه مُشت شده توی موی تو خنجر کهنه هم طمع کرده واسه گلوی تو وقتی رو سینه پا گذاشت دلم رو خون کرد رو صورت تو جا گذاشت دلم رو خون کرد خنجرو از قفا گذاشت دلم رو خون کرد چه دردی داری میکِشی، برات بمیرم نداری هیچ آرامشی، برات بمیرم چیکار کنم آروم بشی؟، برات بمیرم حسین من، حسین من، عزیزِ زهرا... الهی زینبت فدات درنمیاد چرا صدات چه بد بریده شد سرت، چه نامرتبه رگات با لب تشنه کشتنت میون گودال چی اومده سرِ تنت میون گودال نیزه به نیزه بردنت میون گودال همهی پیکرت به خاک و خون تپیده به زیر و دستوپا تنت شده کشیده میبینی خواهرت دیگه نفس بریده حسین من، حسین من، غریب مادر... جلوی چشممه مدام لحظهی آخرت حسین با بغض و کینه نانجیب نشست رو پیکرت حسین میزدی مادرو صدا میون گودال نیزه میخوردی بیهوا میون گودال سَرو بریدن از قفا میون گودال روی تن تو ردِّ مرکباست عزیزم بگو عبا و پیرهنت کجاست عزیزم سرت هلالِ روی نیزههاست عزیزم حسین من، حسین من، غریب مادر...
هنوز نظری ثبت نشده