افتابا بس که پیدایی نمیدانم کجایی
مهدی رسولیپسندیدن64
بازدید2.8K
(آفتابا بس که پیدایی، نمیدانم کجایی دور از مایی و با مایی، نمیدانم کجایی)۲ هر طرف رو آورم روی دلآرای تو بینم جلوهگر از بس به هر جایی نمیدانم کجایی گاه چون یونس به بهری، گه چون عیسی بر سپهری گاه چون موسی به سینایی، نمیدانم کجایی جمعها سوزند گرد شمع رخسار تو و تو در میان جمع تنهایی، نمیدانم کجایی گاه دلها را به کوی خویش از هر سو کشانی گاه خود پنهان به دلهایی، نمیدانم کجایی هر کجا میخوانمت بر گوشِ جان آید جوابم پیشِ من با من هوایی، نمیدانم کجایی شهر را گردم به شوقت کوه به کوه، منزل به منزل یا به دشت و کوه و صحرایی، نمیدانم کجایی کعبهای یا کربلا یا در نجف یا کاظمینی یا کنارِ قبر زهرایی، نمیدانم کجایی زخم قرآن را شفا بخشی به تیغِ انتقامت درد عطرت را مداوایی، نمیدانم کجایی مانده بر لبهای اصغر، همچنان نقش تبسم تا برای انتقام آیی، نمیدانم کجایی **** لالا لالا، گرما به چشماش خواب اورده لالا لالا، فاطمه براش آب اورده