اصلا این مگر طرز کشتنه
وحید شکریپسندیدن7
بازدید300+
اصلا این مگر طرز کشتنه این پَرپَر شده داماد منه از بس نیزه خورد پهلوش از بغل قاسم شد مثل کندوی عسل ای نجمه! رو خاکا مونده قاسمت لبتشنه زیر پا مونده قاسمت جسمش رو رو خاکا دارن میکِشن موهاشو پیش چشم من میکِشن زخمای رو تنِ دامادم تقصیر ردِ پای اسبه ذرّات جسم قاسم داره به نعل مَرکبا میچسبه (واویلتا عزیزم قاسم)... **** اَبرو زخمی و چشما غرقِ خون موها خاکی و لبها نیمهجون لِه شد دندههاش، رنگ من پرید زیر نعل اسب، قاسم قد کشید ای نجمه! حالا قاسم رعنا شده تو میدون واسش یه کوچه وا شده میپیچه بوی حسن تو مقتلش میتازن اسبا روی هر مَفصلش گیر کرده نیزه تو سینهش مسمار اومد دوباره یادم پهلوی قاسمو تا دیدم باز یاد مادرم افتادم (واویلتا عزیزم قاسم)...