اشبهُ الناسِ به پیمبر رفت
امیر طلاجورانپسندیدن1
بازدید100+
اَشبَهُ الناسِ به پیمبر رفت با سرِ خونی مثل حیدر رفت علیاکبر بود، علیاصغر رفت دلخونم علی، تازه جَوونم علی بچههاشو اِبنِ سَعد، میده نشونم علی دلخونم علی، نیمهی جونم علی زنده بمون تا منم زنده بمونم علی خوش قد و بالا بلند شو، بلند شو، بلند شو نفس لیلا بلند شو، بلند شو، بلند شو دست به کمر بودم خون به جگر بودم الآن میفهمم سخته پدر بودن گرفتی کلّ خاک کربلا رو ریخته بههم مثل تو روزگارم با سر زانو اومدم که پامو خدا نکرده رُو تنت نذارم حالا با اینکه اِرباً اِربایی دورت بگردم فکر بابایی دور منو گرفتی تنهایی یا وَلَدی علی علی علی علیاکبر...