از چشم و نظر به دور
سجاد محمدیپسندیدن42
بازدید1.9K
از چشم و نظر به دور ای سید غیور گفتم که زیر سایهت باشم ولی نشد سایه نداره نور من آمدهام که با ادب برگردم با شاخهی خرما و رطب برگردم جا دارد اگر که تا حریم نجفت تا کشور خود عقب عقب برگردم به قیامت لافتی، به رکوعت انّما به سجودت هل اتی به جهادت مرحبا (علی علی علی، حق حق علی) ای افتخار خاک هستی عیار خاک مولا ابوترابی بلا شک بدون تو ارزش نداره خاک آرام روم که مضطرب برگردم یک صبح نجف باشم و شب برگردم تا دو سه پیمانهی دیگر من را خواهم که به خانه لب به لب برگردم تو یلی و صفدری نفس پیغمبری همه لشکر دید علی به خدا که حیدری (علی علی علی، حق حق علی)