از همون جایی که هستی برگرد
امین قدیمپسندیدن23
بازدید9.6K
از همون جایی که هستی برگرد ... منو دلواپس دخترت نکن ... تو زن و بچه تو کاروانته ... منو شرمنده ی مادرت نکن ... واسه این که تو رو پامال کنن ... کوفیا اسباشونم زین کردن ... به خدا خودم شنیدم از همه ... سر تو جایزه تعیین کردن ... کسی پنجه توی موی من نکرد ... چند روزی میشه پریشون توئم ... با ته شمشیری دندونم شکست ... نگران لب و دندون توئم ... حاضرم تنم رو خاک کشیده شه ... ولی تو عبات هم خاکی نشه ... سر من تو کوچه ها پا بخوره ... اما یه مو از سر تو کم نشه ... با گلوی خشک فریاد می زنم ... تازه با چه لب و با چه دهنی ... با گلوی خشک از خدا میخوام ... با گلوی خشک فریاد نزنی ... فدای سرت سرم بریده شد ... یا خونم به خاک آمیخته بشه ... رسمه یه بزرگو دعوت می کنن ... جلو پاش یه خونی هم ریخته بشه ... من حاضرم انگشتر من را بگیرن ... وقت کنیزی دختر من را بگیرن ... کودکانت را به آشنا بسپار ... عبد منم ، شاه حسین ... رو لبم آه حسین ... یا حسین ...