از همان وقتی که در این دل گناه انبار شد
سیدرضا نریمانیپسندیدن2
بازدید1.9K
از همان وقتی که در این دل، گناه انبار شد اینچنین آیینهی قلبم پر از زنگار شد حال من اینقدرها هم بد نبود از اولش تا شدم آلودهی دنیا، دلم بیمار شد از سوی تو رحمت و از سوی بنده معصیت دائماً تکرار شد، تکرار شد، تکرار شد بارها گفتی بیا برگرد، توبه کن ولی کار تو اصرار بود و کار من انکار شد باز هم شکر ای خدا که ماه مهمانی رسید فرصت توبه رسید و نوبت اقرار شد من بدم اما حسین را دوست دارم ای خدا روضهام با اشک داغ روضهاش افطار شد روزه میگیرم که فهم روضه آسانتر شود تشنگی از حد گذشت و چشمهایش تار شد آب مهر مادر او بود و تشنه کُشته شد حنجر خشکش اسیر تیغ کهنهکار شد ***** السلام ای سر صد چاکِ مصیبت دیده ای که بر گریهی تو، شمر و سنان خندیده تشنه بودی و فقط نیزه به خوردت دادند ریخته خون رگت روی لب خشکیده مَرو ای سر، طرف دِیر و کلیسا و تنور روی نیزه مَنِشین، دختر تو ترسیده پیش مادر، چه کسی موی تو را تابانده؟! ماه، از پشت سرت روی زمین تابیده