
از نفسات حس میکنم این روزای آخره این روزا فضّه پیش تو از علی مَحرمتره خستهتر از قامت تو ببین دل حیدره داری آروم آروم آب میشی، خَم میشی سایهی رُو سرم از سرم کم میشی سه ماهه نازنینم میخوام تو رو ببینم ولی تو رُو میگیری گُلم ای مهربونم، عزیزم قدکمونم چرا تو سر به زیری یا کاشف الکربِ علی یا فاطمه، یار علی... ***** مثل موهای زینبم علی پریشون شده ببین که فاتح خیبر چجوری حیرون شده چشمای بچّههای تو ز غصّه گریون شده حال و روزم شده شرم و شرمندگی دم به دم مرگمه بعد تو زندگی ... ببین غریب و تنهام، بی تو تاریکه دنیام ببین بغض گلومه چرا دستات سرده، چه زندگی نامرده کارم دیگه تمومه داره موهات یواش یواش شبیه مادرت سفید میشه مثل عمو تُو علقمه رقیّه ناامید میشه این بغضی که تُو گلومه زخم سر رُو عَمومه امشب کنج این خرابه کارم تمومه نمیخواد این بدن کفن نمیخوام این موها رو پا کنی باید شبیه مادرت منو شبونه خاک کنی