از غصه آب شدم؛ خونهخراب شدم
حاج محمود کریمیپسندیدن25
بازدید1.3K
از غصه آب شدم؛ خونهخراب شدم شرمندهی تو و روی رباب شدم مادر اومده بالاسرم غرق خون شده پا تا سرم محشری شده برا سرم؛ ای برادرم اگه بره سرم رو نیزهها فدا سر تموم بچّهها پاشو برو عزیز برادرم كسی نره به سمت خیمهها غوغای حملهی دشمن بهگوش میاد جدا شده دستم و خونم بهجوش میاد دوره میكنن من و تو رو جان مادرت، پاشو برو جای من بگیر جلوی این سیل لشكرو برو داداش قدكمون من دیگه تو میمونی بدون من داره میباره بارون از چشات روی چشای غرقخون من تنها هستی و من بیتاب و مضطرم چهجوری تنها بری از میدون تا حرم داغ غربتت رو جیگرم تنها میمونی اگه برم پیش من نمون، برو حرم؛ ای برادرم دیگه چیزی نمونده یا اخا كه عالمی رو بیقرار كنی دیگه كسی نمونده پیش تو یهنفری میخوای چیكار كنی