از عربدهام پُر شده مِیخانهام امشب
ابوذر روحیپسندیدن6
بازدید1.7K
از عربدهام پُر شده مِیخانهام امشب بدمستم و بر گردن پیمانهام امشب سودازدهی طرّهی جانانهام امشب زنجیر بیارید که دیوانهام امشب امشب همه دیوانهی دیدار حسینیم همسایهی دیوار به دیوار حسینیم علیاکبرِ لیلا... ***** از بس که گدا آمده جا قیمت زر شد آیینه گذارید که هنگامِ نظر شد حق داشته جبریل که پروانه اگر شد فُطرس خبر آورده که ارباب، پدر شد رُو کرده علی جلوهی آیینهی خود را جا دارد اگر کعبه درَد سینهی خود را علیاکبرِ لیلا... ***** لیلا شده مجنونشدهی نام و نشانش لیلا شدی و خواند تو را با دل و جانش خون میدوَد امشب به تمامِ شریانش بند آمده هر کس که تو را دید زبانش خورشید همین جذبهی مهتاب ندارد مانند تو در خانهاش ارباب ندارد علیاکبرِ لیلا... ***** ای عشق تپشهای دل شعلهور از تو ای شوق که آتش زدنِ این جگر از تو ای اوجِ پریدن ز تو و بال و پَر از تو سر پای تو انداختن از من، خبر از تو در خانهی عشقیم، تَوکَّلتُ عَلَی الله دیوانهی عشقیم، تَوکَّلتُ عَلَی الله علیاکبرِ لیلا...