نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حنیف طاهری - از عذاب ازدحام کوچه‌ها که رد شدیم

از عذاب ازدحام کوچه‌ها که رد شدیم

[ حنیف طاهری ]
از عذاب ازدحام کوچه‌ها که رَد شدیم 
خوبه دیگه سنگ به صورت رباب نمی‌خوره

از تو بازار ما رو دارن می‌برن به مهمونی 
این چجور مهمونیه، من چشم آب نمی‌خوره 

این چجور مهمونیه، چرا پُر از نامحرمه؟
ای خدا من دارم از شرم و خجالت می‌میرم 

این لباسی که تن ماست برای مهمونی نیست
چجوری با دست بسته می‌تونم رو بگیرم؟

(تا نگاهم به عمه افتاد
ای داد، ای داد، ای داد، ای داد
غم و غصه‌ام رفت همه از یاد
ای داد، ای داد، ای داد، ای داد)۲

کاش همینجا و همین ثانیه عمرم سر بیاد 
کاش الان آسمون روی سرن بشه خراب

توی این همهمه‌ها داره صدایی می‌رسه
برای مهمونا دارن میارن جامِ شراب

داره بارون می‌باره، از چشمامون خون می‌باره 
مگه تو کاسه‌ی صبر ما غم ریخته شده؟

نکنه این سر بابامه که تو تشت طلا 
چرا انقدر سر و صورتش به هم ریخته شده 

(چوبِ تَر به لبش بوسه می‌داد
ای داد، ای داد، ای داد، ای داد)۲

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل