از طاق عرش رایحهی کوثر آمده است
سیدرضا نریمانیپسندیدن23
بازدید5.9K
از ساق عرش رایحهی کوثر آمده است نورِ خدا به خانهی پیغمبر آمده است مرضیهای که راضیه و کوثر و بتول صدیقه و مطهره و اَطهر آمده است در خانهی خدیجه که جای ملال نیست حوریهای به صورت انسان در آمده است تفسیر ناب بضعةُ مِنّی و اِنَّما خاتونِ عرش و شافعهی محشر آمده است الگوی پاکدامنی و عفت و حجاب مصداقِ شان و منزلت مادر آمده است شرح حدیث قدسیِ لولاک و هَل اَتی هم داستان و همنفس حیدر آمده است تنها علیست آن که پس از حضرت رسول از عهدهی محبت زهرا برآمده است در جادههای عشق علی هم رکاب اوست او زهرهی علی و علی آفتاب اوست دارند خوشه خوشه تبسم میآورند از کشتزار عاطفه گندم میآورند دَستاس او همین که بچرخد هزار ماه از چشمهسار قدر تلاطم میآورند تصویر سبز آیهی اکمال و نور را همراه با لِیُذهِب عَنکُم میآورند عطر غدیر میوزد و ساقیان عرش جامی طهور از طرف خُم میآورند حَبلُ المتینِ مردمِ یکتاپرست را از رشتههای چادر خانم میآورند هر روز از مدینه شمیم بهشت را بر شانهی ملائکه تا قم میآورند از قم که صحن و مرقد زهرای دیگریست زوار رو به قبلهی هشتم میآورند حال و هوای شعر چه شمسُ الشموسی است کار جهان و خلق جهان پایبوسی است زهرا قیام کرد و قیامت شروع شد با خطبههای فاطمه نهضت شروع شد آدم به درک منزلت پنج تن رسید از این طریق عرض ارادت شروع شد بر بادبان کشتیِ خود یا علی نوشت نوح از دمی که بارش رحمت شروع شد جانِ خلیل ذوب شد از عشقِ اهل بیت از نسل او سُلالهی عترت شروع شد موسی به نام فاطمه در تور خیمه زد بارانِ نور آمد و حیرت شروع شد مریم مسیح را به طوافِ حسین برد وام از حسن گرفت و کرامت شروع شد عالم چهارده نفس از عمقِ جان کشید دورانِ پر تلاطم غیبت شروع شد نزدیک قلهایم و دل آگاه میرویم پشت سرِ ولیِّ خدا راه میرویم تا عرش و فرش تشنهی باران فاطمه است عالم رَهینِ لطف فراوان فاطمه است کعبه شبیه مسجدُ الاقصای قهرمان مایل به سمت قبلهی چشمان فاطمه است وقتی حسین نیمهشب از خواب میپرد باز این چه شورش است که در جانِ فاطمه است خوشبخت آن کسی که ولایتمدار شد خوشبخت آن که بر سرِ پیمان فاطمه است در وعده هایِ صادقِ ایران مقتدر آیات فتح بر لبِ یارانِ فاطمه است بی حرمتی به بارگه بانوی دمشق بی حرمتی به تربتِ پنهان فاطمه است هشدار میدهیم به آلِ یهود، هان! این سرزمینِ فاطمه، ایرانِ فاطمه است غافل از آن حقیقت دیرین نمیشویم ما بیخیال حقّ فلسطین نمیشویم باید به نامِ نامیِ او اقتدا کنند دل را به عشق آل علی مبتلا کنند آنانکه خاک فضه و اسما و قنبرند آیا شود که گوشهی چشمی به ما کنند مولای ما کسیست که شَقُّ القمر کند یا شمس را بهخاطر او جا به جا کنند ما را مطیعِ امر ولی آفریدهاند یارب روا مدار که یک دم رها کنند ما ملت امام حسینیم و سالهاست آمادهایم تا سرمان را جدا کنند ایمان بیاورید که قطعاً سَنَنتَصر بیشک به عهد خویش شهیدان وفا کنند با لطف بینهایتِ بانویِ بینشان آیا شود که روزی ما کربلا کنند آن روز میرسد که علی اصغرِ حسین با محسنِ بن فاطمه محشر به پا کنند این دو همین که دست تَظَلُّم برآورند ارکان عرش را به تَلاطم در آورند