بار بلا به شانه کشیدم به کودکی
حیدر خمسهپسندیدن7
بازدید1.7K
بار بلا به شانه کشیدم به کودکی از صبح تا به عصر دویدم به کودکی از خیمهگاه تا تَه گودال قتلگاه دنبال عمّههام دویدم به کودکی آن شب که در مقابل من عمّه را زدند فریاد الفرار شنیدهام عمّه اگر چه در همه جا شد سپر ولی من ضرب دست شمر چشیدهام آن شب که در خرابه سر آمد میان ما چون عمّهام رقیه خمیدهام با کعب نِی لباس همه پاره پاره شد بدتر زِ اهل شام ندیدهام