نصب اپلیکیشن نوا
تصویر امین شادکام - از روی تل رسیدم و دیدم که وای وای

از روی تل رسیدم و دیدم که وای وای

[ امین شادکام ]
از روی تل رسیدم و دیدم که وای وای
نیزه ز جای جای تن تو درآمده
حتّی لباس‌های تن تو حسین

چقدر نیزه شکسته به دورت افتاده
فقط یکی نشکسته که مانده بر دهنت

تو قبل خاکسپاری به خاک پیوستی
قبول کن که شده خاک کربلا کفنت

*****
عریانت کردن، وای وای وای وای
زیر رَمل و خاک پنهانت کردن، وای وای وای وای

نزدیک سه ساعت افتادی توو گودال
انقدر نیزه خوردی، که رفتی تو از حال

*****
نیزه رو فرو کرد توو دهنش
یه عدّه حرومی با پا زدنش

*****
سَنان رسید و سِنان را فرو به پهلو کرد
دگر نپرس چرا یاد مادرش افتاد

*****
بدن و برگردوند و نشست
سینه‌ی عزیز زهرا شکست

آه، آه حسین

*****
لباس‌هات و بردن، که خوارت کنن
می‌خوان بعد کشتن چیکارت کنن؟

دو تا نیزه بس بود برا کشتنت
نیازی نبود نیزه‌زارت کنن

دست و پا زدنت رو دید و
بی مروّت بازم برید و

*****
کمتر بر این غریب بدون کفن بزن
این ضربه‌ی دوازدهم را به من بزن

نوبت یک حرام‌زاده شد و
نیزه‌ی کهنه‌اش به سینه نشست

وزن خود را به نیزه‌اش انداخت
آنقدر زور زد، که نیزه شکست

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل