از رنج ملامت نهراسی! از زخمزبانهای جماعت نهراسی!
حنیف طاهریپسندیدن3
بازدید200+
از رنج ملامت نهراسی از زخم زبانهای جماعت نهراسی این گفتۀ مولای من و توست از خلوتی راه سعادت نهراسی اگر دیروز تنها شد ولی تنها نمیماند به اشک هر شب زهرا علی تنها نمیماند همیشه خیر و شر بوده و صفها را جدا کرده کسی که با خدا بوده به حیدر اقتدا کرده کسی که دل به او داده دلش را پس نمیگیرد علی در قلب ما زنده است علی هرگز نمیمیرد با ناد علی غصه نداری دل را به کف هر کس و ناکس نسپاری این عبرت پیروزی بدر است تعداد کم لشگر خود را نشماری اگر خانه نشین مانده اگرچه یکهو تنهاست ولی پیروز تاریخ است کسی که لشگرش زهراست همان روزی که احوالش عوالَم را پریشان کرد طنابِ دور دستانش یهودی را مسلمان کرد من و تو شیعهی زهرا من و تو مرد پیکاریم به همسایه دعا کرده من و تو جای خود داریم