از رعد نگاهش گیسوان سیاهش
امیر برومندپسندیدن100+
بازدید4.2K
از رعدِ نگاهش، گیسوان سیاهش(۳) بادِ سرگردان را ببین پیکرِ بیجان را ببین لشکرِ حیران را ببین اباالفضل به معرکه زده، یزیدیان قیام کنید سربه زمین دوخته و بر جنابش احترام کنید قلافِ دورِ کمرش، مُبَشِّرات میدهد (حرامیان خیره سر، به گورِ خود سلام کنید) ۲ بتازان بتازان بر حُقِّه بازان چون شیرِ شازان یا ابَالقِربَه یا ابَالقِربَه کمان را به زه دار بزن قلب کُفّار جانم علمدار یا ابَالقِربَه یا ابَالقِربَه (یا اباالفضل، مدد یا اباالفضل...) ****** از صِیحهی خَشمَش، غَضبِ پسِ اخمَش(۲) انا قتال العرب انا حیدری نسب بختِ دشمن برگشته است آسمان هم سر گشته است گویی یا مَحشَر گشته است بنامِ وِقار ذوالفَقار، بنام زلفِ بیقرار شَریعه مَقصَدَش بُوَد، ز راه او برید کنار ساقیِ اطفالِ حَرَم، بدونِ شمشیر و سپر فقط به همراه یه مَشک، زَنَد به قلبِ کار و زار عموجان، عموجان میدان بسوزان ماهِ فروزان یا ابوفاضل، یا ابوفاضل شتابان، شتابان شمشیرِ بُرّان ساقی العطشان یا ابوفاضل، یا ابوفاضل (یا اباالفضل، مدد یا اباالفضل...)