از خیمه دویدم تا مقتل رسیدم
امیر طلاجورانپسندیدن34
بازدید1.5K
از خیمه دویدم تا مقتل رسیدم انقدر تیر و نیزه یکجا من ندیدم به عمّه زینبم هی التماس میکنم من تو رو از دست سنان خلاص میکنم برای کشتن تو هر چقدر بد بشن باید فقط از روی نَعشِ من رد بشن بمیره مادرت تعارفی شده چرا بریدنِ سرت چرا توجهی نمیکنن به خواهرت بمیره مادرت دعوا شده، سر پیری روی حرمله به روش باز شده جنجال شده، زینت دوش نبی اسیر گودال شده کاشکی بیافته به دلش، خودش منو صدا کنه پیدا نمیشه یکی از این پیرمرد دفاع کنه رهاش کنید، یکم مودبانه تر صداش کنید کمتر برای غارتش تلاش کنید نگاه به حال و روز خیمههاش کنید ****** زود راحتش کنید انقدر پا نذارید کمتر اذیتش کنید انصافتون کجاست باید اول بکشید بعداً غارتش کنید خنجر نمیبره هیچکسی قربونی رو تشنه سر نمیبُره ای نامسلمونا کسی انگشتو واسه انگشتر نمیبُره آتیش به ما نزن انقدر پنجه روی خاک کربلا نزن رو سینه اومدن زیر دستوپا جون من دستوپا نزن دق میکنم حسین دستوپاهم میزنی زهرا رو صدا نزن ****** عذاب کردنت، منع آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت تمومه حسین، روبهرومه حسین خودت بگو که پیکرت کدومه حسین ******* صلی علیٰ مظلوم من آبت ندادن رفتی از حال پیراهنت تو دستمه دستم گرفته بوی گودال شمر تنت رو پا که زد دیدم چه دردی روبهرومه آستینشو بالا که زد گفتم حسین کارش تمومه ****** فریاد کشید، سر منم داد کشید تیغشو جلاد کشید، آخ بمیرم دیر برید، یه دل سیر برید تا من بشم پیر برید، آخ بمیرم بی سر شدی، هر لحظه کمتر شدی اندازهی اصغر شدی، آخ بمیرم مبهم شدی، خیلی حسین کم شدی توی حصیر جمع شدی، آخ بمیرم (ایوای من، مظلوم آقای من...) ****** عجب بساطیه انگاری اعضای تن تو صلواتیه شاهی ولی دفن تو با چندتا دهاتیه عجب بساطیه زیاد عالمو نیزه کمش کرد تنو نعلای تازه درهمش کرد بزرگ خاندان اهلبیتو زیرانداز دهاتیا جمعش کرد ******* نحرش کردن، اونا که نامردن بی سر بودش، وقتی خاکش کردن خواهرت به، نفس نفس افتاد خیمه دستِ، شمر و شبث افتاد (وای، وای زینب)