نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من یه کبوتر بچهام، بالِ منو نبندین خیلی کوچیکه دلِ من، به اشک من نخندین از روی نِی گریه نکن به حالِ پیرهن من اگه رو نِی خسته شدی، بشین به دامن من سوریهی یوسف بخونید، گمشده پیدا شده قرآن نخون ای باباجون زخمِ لبت باز شده عدو بهانه گرفت و زد و به او گفتم گفتم بزن، بزن مرا که یتیمم بهانه لازم نیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد