نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ابوفاضل، نداری دست ولی میگیری دستم رو ابوفاضل، زمین خوردم ببین قلب شکستم رو جلو چشامه حَرمِ زیبات خب دلم تنگ شده برات دوری اَزَت اشک داره کربلا قشنگه آخه میدونِ مشک داره دوری ازت غم داره زندگی بی حَرَمِت خیلی چیزا کم داره دوای دردم ابوفاضل دورت بگردم ابوفاضل میمیرم آخر، از غم دوری خب دیگه بَسِّه صبوری دوا برا هر دردی اونقدر شاهی که دنبالِ گدا میگردی کرامتت بی حَدِّه اسمتو که میبرم اُمُ البَنین میخنده
هنوز نظری ثبت نشده