نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

اِن تُنکِرونی فَاَنَا ابنُ الحسن(۲) با شجاعتن همهی اجداد من اعتبار من، نسب من فاطمهست پدربزرگمه علیِ خیبرشکن دست مرتضیٰ یار منه شکار ازرق کار منه (پدرم اگه بود الان میگفت: این پسر علمدار منه) ۲ ای عشق ببین شوق خطر را برخیز و مینداز سپر را من آمدهام در دل میدان تا زنده کنم اسم پدر را کاری کنم امروز ببینند حسن را شمشیر زدن را، اسم حسن را حسن، حسن ... قاسم هستم و پسر شیر جمل دشمن علی رسیده از راه اَجَل مرگ با یزید چیه به جز هلاکت؟ مرگ با حسین شیرینتره عسل (دست حق نگهدار منه اباالفضل طرفدار منه) ۲ پدرم اگه بود الان میگفت: این پسر علمدار منه حسن، حسن ...
هنوز نظری ثبت نشده