آه ، وای از کربلا
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن200+
بازدید19.3K
آه ، وای از کربلا میزنه ثارالله مادر رو صدا رسیده تو گودال شمر بی حیا آه،وای از کربلا تا ، موهاشو کشید سرو بالا برد و خنجر رو کشید پیش چشم خواهر حنجر رو درید آه ، حنجر رو درید آه، تشنه کشتنش با هزاران مکر و فتنه کشتنش زیر تیغ تیز و دشنه کشتنش آه ، تشنه کشتنش آه ، ای عریان بدن زیر تیر و نیزه دست و پا نزن یا حسین مظلوم پاره پاره تن آه ، ای عریان بدن افتادی غریب زیر و دست و پا حد میزدنت تو رو نامردا نامردا تو رو میزدنت با پا تو شدی هدف تیرا حسین جانم نفس نفس زدی میون قتلگاه حسین یه گوشهای افتاده بود و بیپناه حسین یه لشگری میخندیدن به اشک خواهرش هجوم آوردن همهی حرومیا سرش میون قتلگاه ، کشیدنت حسین به زیر دشنهها ، دریدنت حسین (غریب مادرم)۴ ای تشنه لبم ، ای عزیزمن رو در روی من ، تو رو میکشتن میکشتن ، چی به سر تو آوردن تو رو چجوری میکشتن حسین جانم تمومه پیکر تو رو به خاک و خون کشید از پشت سر رگای حنجرت رو میبرید رو خاک داغ قتلهگاه تو دست و پا زدی لحظهی آخرت فقط منو صدا زدی میگفتی زینبم، برو به خیمهها الآن توی حرم،میان حرومیا (غریب مادرم)۸