آه و واویلا زمین افتاده علم
حسین سیب سرخیپسندیدن11
بازدید3.2K
آه و واویلا زمین افتاده علم آه و واویلا شد دو دست من قلم آه و واویلا خیلی محزونه دلم آه و واویلا، آه و واویلا پریشون حالم برای طفل رباب پریشون حالم واسهی قحطی آب پریشون حالم میبینه حرم عذاب پریشون حالم، پریشون حالم قول داده بودم به رقیه تا آب ببرم برای بچهها شرمندهی رباب داداش من رو نبر به سمت خیمهها السلام عَلی شهید دشت بلا..... علمدارم رفت، داره میباره چشمهام علمدارم رفت، جون نداره دست وپام علمدارم رفت، نگرون خیمهگام علمدارم رفت به کی بسپارم، خیمه و خواهرم رو به کی بسپارم، همه اهل حرم رو به کی بسپارم، زینت دخترم رو به کی بسپارم رفتی داداش قامت من خمید رفتن تو گرفت ازم امید دارم میرم به سمت میدون و وقت وداع آخرم رسید السلام عَلی شهید دشت بلا.....