آنكه به خون پیكرت آغشته بود
حاج سعید حدادیانپسندیدن0
بازدید1.2K
آنكه به خون پیكرت آغشته بود كاش كه پیش از تو مرا كشته بود خون هزاران چو تو تقدیم دوست دوست به من هر چه پسندد نكوست دوست به زخم تنت آراسته دوست تو را غرق به خون خواسته گریه به زخم تو اگر مشكل است خنده ی او مرهم زخم دل است من دو زبان مكیده ام در دهن یكی زبان تو، یكی جد من زبان او داد حیاتم ولی زبان تو كرد كبابم علی زبان او چشمه شد و آب داد زبان تو شعله شد و تاب داد بی گمان جان پدر بر لب بود آن كه جان داد به او زینب بود