هر قدر که میخواست گدا، شاه کرم داشت
میثم مطیعیپسندیدن5
بازدید2.5K
هر قدر که میخواست گدا، شاه کرم داشت آن قدر که پيش کرمش، خواسته کم داشت در خانهی او بود، که در اوج غریبی دلهای غريبان جهان، راه به هم داشت داغی شده در سینهی غمهای وسیعش یک کوچهی باریک، که بیش از همه غم داشت حسن جان... راحت شد از اندوه جفاکاری ياران ای کاش که ياری به وفاداری سَم داشت ای آينهها آينهها، ذکر بگویيد ای کاش حرم داشت، حرم داشت حرم داشت کریم کاری به جز جود و کرم نداره آقام تو مدینهست، ولی حرم نداره حسن آقام حسن... غریب اونیه که همدم اشک و آهه دیده که مادرش، تو کوچه بیپناهه