آن کشته که بردند به یغما بدنش را
میثم مطیعیپسندیدن14
بازدید500+
آن کشته که بردند به یغما بدنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را آن کشته که بردند به یغما کفنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را خون از مژه میریخت به تشیع غریبش آن نیزه که میبُرد سر بی بدنش را پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد با خار عوض کرد گل پیرهنش را زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را آغوش گشاید به تسلّای عزیزان یا خاک کند یوسف دور از وطنش را خورشید فروزان شده در تیرگی شام تا باز به دنیا برساند سخنش را