آن قدر علی بندهی محبوب خداست
حاج سعید حدادیانپسندیدن9
بازدید12.4K
آن قدر علی بندهی (محبوب خداست) ۲ (شد اوج عبادت خدا یاد علی) ۲ (علی مولا علی یا علی مولا) ۳ (سرمایهی ما مهر خداداد علی همواره گرهگشای ما (ناد علی)۲) ۲ (علی مولا علی، یا علی مولا).... (علی علی مولا، یا علی مولا).... **** مسیح را تو دادهای شفا ز لعل نوش خود تو صرف ناتوان کنی همه توان و توش خود تو ظرف آب و پیر زن کشیدهای به دوش خود تو دستگیر هر کسی که اوفتد ز پا علی (علی علی علی علی، علی علی علی علی).... نمیتواند آدم ار ز گندمی حزر کند ولی علی به نان جو تمام عمر سر کند سزد خدا به درگهش اگر دعا اثر کند قبول توبهی پدر بخاطر پسر کند که هست در ولای تو اجابت دعا علی علی علی علی علی، علی علی علی علی (علی مولا، علی مولا، علی مولا علی یاعلی مولا)۴ چه فخر اگر که ضربتی به عمر عبدود زدی تو خود صلای لافتی به جبههی اُحد زدی تیشه به ریشهی کسی که یار جرم شد زدی بس است فخر از اینکه خود وصله به کفش خود زدی قناعت تو بی ریا، بوَد به بوریا علی علی علی علی علی، علی علی علی علی مولایم، آقایَم، علی علی، علی علی، علی علی علی علی، علی علی علی، علی علی *** خاتم رسُل چون خواست، پای دین زند خاتم پایههای ایمان را ز امر حقّ کند محکّم از تو آیهی لاهوت، وز بنای این عالم دم زنَد نماید فاش، سرّ عالم و آدم شد به منبر و گفتا، آن خلاصهی امکان: هر که را من است مولا، حیدر است مولایش جبرئیل بر من گفت ز امر حق تعالّیاش تا زنم بر این دلها سکّهی تولّیاش *** آمدم دنیا مگر روی علی بینم فقط ورنه من با دنیا چه کاری داشتم؟ (حیدر، حیدر)۴ *** ای که گفتی فَمَن یَموت یَرَنی، جان فدای کلام دلجویَت کاش روزی هزار مرتبه من، مُردَمی تا بدیدمی رویت *** روی حقّ، روی حقّ نمای علیست علی آیینهی خدای علیست شب معراج شد لقاء الله کشف بر خلق کان لقای علیست مصطفی هر سخن ز حقّ بشنید، یافت کان صوت دلربای علیست ای جانم، جانانم، قرآنم، ایمانم علی علی علی علی... دستی از پشت پرده ظاهر شد، دید دست گره گشای علیست در رضای علی، رضای خداست، در رضای خدا، رضای علیست حمل بار ولایت علوی، کان نه درخورِ کس سوای علیست مصطفی را سزد که در کعبه، دوش پاکش به زیر پای علیست علی وصیّ و دَم و لَحم و نَفس پیغمبر علی اَب الحسنین است و شوهر زهراست علی کسیست که یک ذرّه از محبّت او نجات بخش بشر از عذاب روز جزاست خدا گواه، پی دشمن علی نروَم حلالزاده رهش از حرامزاده جداست علیست حقّ و حقیقت به دور او گردد علیست عدل و عدالت به خط او پویاست کَنندهی در خیبر بوَد وصیّ رسول نه آنکه که کرد فرار از جهاد، عقل کجاست؟ بوَد وصی نبیّ کسی که خفت جای نبیّ نه آن که راحتی جان خویش را میخواست