آنقدر توبه کنم از گنهم
حاج منصور ارضیپسندیدن0
بازدید16
آنقدر توبه کنم از گنهم که شود جلب نگاهت نگهم کیست در جمع مقربهایت که نداند بدم و روسیهم تا شود توبه این بنده نصوح حاضرم آبرویم را بدهم عبد بیآبرویم جار زنم که زمینخورده و گم کرده رهم من زمینخوردهی شاه نجفم طفل افتاده ز پا پیش رهم میزنم بوسه به ایوان نجف که همین بوسه بشوید گنهم سارق بیهنری هستم اگر که به تیغ علوی کف ندهم اگر از عدل قصاصم بکند باز گویم که علی هست شهم دست بر دست دگر میگیرم میزنم نعره علی داده رهم من به دربار علی دل بستم تا ابد سائل این بارگهم آن گدایم که علی با کرمش پیش حُضار کند پادشهم من کجا مدح علی وصف علی مگر از دست رذائل برهم دانم آخر که علی میخردم سر به دامان لقایش بنهم من گرفتار حسین و حسنم لطف زهراست که کرده نگهم کربلا هر شب جمعه غوغاست نالهی فاطمه را سر بدهم یا بُنَیَّ پسر باادبم تن عریان تو پیش نگهم سر تو بر سر نیزهست ولی بدن بیکفنت پیش رهم السلام ای تن صدچاک حسین تا ابد بر سر من خاک حسین