آن شب كه دشت كربلا محو خدا بود
سایر ذاکرینپسندیدن4
بازدید2.1K
آن شب كه دشت كربلا محو خدا بود آیینه دار آیه ی قالوا بلا بود آن شب كه غیرت باغ دین را پاس می داد پاس گلان فاطمه عباس می داد در خیمه ای فارغ ز قید ما و من ها خون خدا با زینب خود بود تنها خواهردر اینجا داغ روی داغ بینی گلهای پرپر درخزان باغ بینی اینجا علی اكبرم صدپاره گردد تا مشكل نسل جوان را چاره گردد اینجا ببوسد تیر چشم مست عباس با تیغ كین افتد ز پیكر دست عباس اینجا سپیدی گلو را تیر باید شش ماهه را از تیر دشمن شیر باید اینجا ببینی غرق در خون پیكرم را زیب فراز نیزه ی دشمن سرم را