زان سفری که در نجف، بوسه به تاکِ او زدم
امین قدیمپسندیدن6
بازدید17.7K
زان سفری که در نجف، بوسه به تاکِ او زدم هر چه مویز میخورم، مزهی آب میدهد برکت رزق من شده ریزهی نانِ سفرهاش رعیتم و مزد مرا أبوتراب میدهد علی علی علی علی به مادر استغاثه کن، پدر اجابتت کند فاطمه را صدا بزن، علی جواب میدهد حق علی علی(۳) مع حق علی رزق من از دست حسین رسیده چون دست علی من سگم و مزد مرا أبوتراب میدهد حق علی علی(۳) مع حق علی هرکجا گرد و غباری بود بین کارزار یک نفر کرّار بود و دیگری اهل فرار در احد هرکس به کار اصلیاش سرگرم بود مرد میدان در بین میدان بود و بز در کوهسا ر این جوان شمشیر میزد آن ملک کل میکشید لافتی الّا علی لا سیف الّا ذوالفقار حیدر حیدر