آن ساعتی خوش است که مستانه بگذرد
علی اکبر زادفرجپسندیدن8
بازدید300+
آن ساعتی خوش است که مستانه بگذرد یعنی به زیر منّت پیمانه بگذرد روزیِ ما به دست کریمانِ آشناست کفر است پای سفرهی بیگانه بگذرد سوگند میخورم که ما گنج میشویم یک شب اگر که شاه زِ ویرانه بگذرد خدمت گزار اهل خرابات اگر شدیم ایام نوکری تو شاهانه بگذرد ما عقل خویش را سر عشقِ تو باختیم بگذار عمرمان همه دیوانه بگذرد این روزگار میگذرد خوب یا که بد بهتر که عمر ما در این خانه بگذرد ***** دوباره دور حسینیم خوب و بد باهم نشستهاند دم در علی و زهرا هم محرم آمده هر خانه پرفروغ شده هزار شکر حسینیهها شلوغ شده بدون کِبر ،بدون ریا ،بدون ادا خوش آمدید رفیقانِ سیدالشهدا خوش آمدید! که این خانه خانهی کَرَم است و این حسینیهها باطناً خودش حرم است به روی فرش حسینیه سجده کن صدبار نشستهایم کنار ائمهی اطهار نگو که مستحب است این همه عزاداری که هرچه واجب از این مستحب شده جاری! هزار جنگ بیاید، هزار آتش و دود عزایِ اعظمِ ما برقرار خواهد بود سلام مِحرمِ رازم! سلام امام حسین! دعا کن اولِ ماهی برام امام حسین