آمدهام خط روی خطا بکشم
سیدرضا نریمانیپسندیدن5
بازدید900+
آمدهام خط روی خطا بِکشم کبر خود را به زیرِ پا بِکشم از خجالت به سر عبا بِکشم نیمه منّت تو را بِکشم آمدهام مضطر و سرافکنده توبههایم شکسته، شرمنده بی غمِ تو دوا ندارم که بزنم ادعا ندارم که من کسی جز خدا ندارم که غیر اهل کسا ندارم که بد شدم آبروی زهرا ریخت ولی اسمش گناهان من را ریخت از خودم سوی تو گریزانم زیرِ قولم زدهام پشیمانم باز میبخشیام نمیدانم البته من گدای سلطانم یاد من کرده یادش افتادم دمِ باب الجوادش افتادم گم شدم، کوله بارِ راهم کو؟ نامۀ بخششِ گناهم کو؟ سفرهای که شده فراهم کو؟ به علی بیکسم پناهم کو؟ من از این گریهها هدف دارم هوسِ بادۀ نجف دارم کمکت را به این گدا برسان برکتِ خانۀ مرا برسان حسنش را به داد ما برسان پای ما را به کربلا برسان آه شش گوشه از تو دلگیرم چون تو را در بغل نمیگیرم یا حسین ناز کن خریدارم زود ردم نکن گرفتارم جان عباس بیکسُ کارم به اباالفضل دوستت دارم خستهام یا مسبب الأسباب پیش أمّ البنین مرا دریاب زینبِ قد کمان قیامت کرد گریه از داغ بینهایت کرد از سرِ روی نیزه صحبت کرد از نماز شبش روایت کرد از شبی که نشستُ و گفت: أمّاه ریخت جسم حسینِ تو در راه قاسمام قد کشید و اکبر شد اکبرِ تکه تکه اصغر شد اصغرام پشت خیمه بیسر شد وضع سقا به نیزه بدتر شد بزمشان بزم رقص و هلهله بود مشک سقا به دستِ حرمله بود