آمد به میدان از حرم شاگرد ممتاز حسن
حاج محمدرضا بذریپسندیدن17
بازدید8.2K
آمد به میدان از حرم، شاگرد ممتاز حسن جانم حسن جانم حسن شیرینتر از جان حسین، سرو سرافراز حسن جانم حسن جانم حسن شهزادهی شاه جمل، معنای احلی من عسل قولش بوَد ضرب المثل، تیغش بود ضرب الاجل در دل معرکه بی معطلی میجنگد میگوید با صوت جلی انی انا القاسم سبط المصطفی انی انا القاسم من نسل علی به تن کرده حالا کفن را قاسم میدرد جسم اهرمن را قاسم شجاعت را بنگر شهامت را بین زنده کرده یاد حسن را قاسم (یا قاسم، یا قاسم) با دیدن رزمش دوباره زنده شد نام حسن جانم حسن جانم حسن از میمنه تا میسره، در دست صمصام حسن جانم حسن جانم حسن جا دارد اینجا جبرئیل بار دگر با لشگری در شأن قاسم آورد، یک لا فتای دگری دلبری را در این دلداده ببین هیبت شه را در شهزاده ببین با یک ضربهی شیر شاه جمل ازرق به التماس افتاده ببین برده دل از شاه کربلا قاسم محو ذات حق شد سراپا قاسم به رزمشمیگوید اباالفضل هردم مرحبا یا قاسم مرحبا قاسم (یا قاسم یا قاسم) جان میدهد در راه جانان حرم جان حسن جانم حسن جانم حسن قربانی شاهی شود که بوده قربان حسن جانم حسن جانم حسن مانند زهرا آمده تا که بگوید از علی با حق علی، برحق علی، فرماندهی مطلق علی رو به نجف کرده با یاد علی جای اشهد میخواند نادعلی بر خاک کربلا با خونش نوشت حق با علی است و اولاد علی (علی مولا مولا علی مولا)