نصب اپلیکیشن نوا
تصویر سعید عباس زاده - آفتابا! بس که پیدایی نمی‌دانم کجایی

آفتابا! بس که پیدایی نمی‌دانم کجایی

[ سعید عباس زاده ]
آفتابا! بس که پیدایی نمی‌دانم کجایی
دور از مایی و با مایی، نمی‌دانم کجایی

هر طرف رُو آورم، روی دل‌آرای تو بینم
جلوه‌گر از بس به هر جایی، نمی‌دانم کجایی

گاه چون یونس به بحری، گه چو عیسی در سپهری
گاه چون موسی به سینایی، نمی‌دانم کجایی

در جهان جویم رخت یا از جنان گیرم سراغت
در دو عالم عالم‌آرایی، نمی‌دانم کجایی

*****

ای حرمت قبله‌ی حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما

تاج شهیدان همه عالمی
دست علی، ماه بنی‌هاشمی 

ماه کجا، روی دل‌آرای تو؟!
سرو کجا، قامت رعنای تو؟!

هر که به هر درد و غمی شد دچار
گوید اگر یکصد و سی و سه بار

ای علم‌افراشته در عالمِین
إکشِفُ یا کاشِفَ کَربِ الحسین

*****

هزار نامه نوشتم به اشکِ دیده برایت
مگر که نامه‌ی بیچارگان جواب ندارد؟!
...
خودت می‌دونی با نسیم نفس تو جون می‌گیرم
از دست عشقت نمی‌دونم که بمونم یا بمیرم

غربت و بی‌کسی امون نمی‌ده 
تو رو هیچ‌کس به من نشون نمی‌ده 
منو کشتی ولی بدون که دلم
تا آقاشو نبینه جون نمی‌ده 

بیا، دیگه بیا، دیگه بیا

کجا رو بگردم منِ جون به سر
تو بیا و منو با خودت ببر
قرارمون باشه لحظه‌ی سفر

آبرو بخر...
...
آبرو در خطر و مَشک به دندانش بود
تیر نامرد به یک طفل بدهکارش کرد۲
...
همه دیدند حسین خم شد و از پا افتاد
دشمنان هلهله کردند که سقّا افتاد
...
به تو از فاصله‌ی یک قدمی تیر زدند
قد و بالای رسا هم سبب دردسر است
...
از غصّه آب شدم، خونه‌خراب شدم
شرمنده زینب و روی رباب شدم

اگه بره سرم رُو نیزه‌ها 
فدا سر تموم بچّه‌ها 
پا شو بریم عزیزبرادرم 
کسی نره به سمت خیمه‌ها 
...
سقّای دشت کربلا اباالفضل۲
دستش شده از تن جدا اباالفضل۲

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل