آسمان را آه جان سوزت زپا انداخته
حاج حسن خلجپسندیدن18
بازدید4.6K
آسمان را آه جان سوزت زپا انداخته مادرت را باز در هول و ولا انداخته پوستی بر استخوان داری شبیه مادری خون دل خوردن تو را از اشتها انداخته رفته رفته حجرهات گودال سرخی میشود زهر لبهای شما را از نما انداخته جام مِی شرمندهی اندوه چشمانت شده ماجرا را گردن شام بلا انداخته