آسمان در سجده افتاد است پیش پای تو
حاج حسین سازورپسندیدن4
بازدید4.2K
آسمان در سجده افتاده است پیش پایِ تو عرش آرام است زیر سایهی طوبای تو بادها را مسخ کرده عطر جانافزای تو ماه فانوسی برای شبنشینیهای تو تو تجلّی اصولی، تو بنای منطقی تو امام راستینی تو امام صادقی خط ابروی تو سرمشق شبِ هر فاصله است خواندن املای گیسوی سیاهت مشکل است کسب علم از غیر باغ دانشت بی حاصل است طفل ابجد خوان درست هم فقیه کامل است طایر علم لدنّی جلد بام صادق است شیعه هرچه دارد از قال الامام صادق است شبیه غنچهی زخمی شده پرش افتاد کبوتری وسط آشیان سرش افتاد کشیده دشمن ملعون تنش به نامردی میان خانه عبایِ مطهرش افتاد شب است و کوچهی باریک و سنگهای زمین مواظب است نیفتد که آخرش افتاد نهاده او سر دیوار شانههایش را اگرچه تکیه زده باز پیکرش افتاد ز خانه تا سر آن کوچه هی زمین میخورد چه کرده ابن ربیع تا که پیکرش افتاد مسیر خانه به کوچه چقدر دلگیر است که کار او به نفسهای آخرش افتاد رسید در وسط کوچه بر زمین غلتید میان خانه گمانم که همسرش افتاد کسی ندیده تن پیرمردی را بکشند که تکّه تکّه شهر در برابرش افتاد تمام زندگیاش پر ز روضههای در است چنان که خانه پر از شعله شد درش افتاد شکسته شد در خانه ز پای نامردان میان در به خدا یاد مادرش افتاد تمام خاطرههای مدینه شد زنده که اشک دیدهی او بود در برش افتاد گرفت کاسهی آبی حسین میگوید دوباره لرزه به لبهای مضطرش افتاد