آروم آروم گفتی برگرد
حاج امیر عباسیپسندیدن7
بازدید300+
آروم آروم گفتی برگرد قاتل با پا پشت و روت کرد خنجر کُنده، فرصت تنگه رُو پیشونیت جای سنگه گفتی برگرد، گفتم باشه دیدم موهات تُو دستاشه (به ذبیح بیکسم رحم کنید پس بدید پیرهنش رو، شرم کنید نه تنی مونده، نه سر، ولی بیاین همینی که مونده رو جمع کنید) ۲ خدا کنه، خدا کنه شمر نره سمت حرم، حیا کنه (رفت تُو حرم، حرمله و رباب رفت اباالفضل رو صدا کنه) ۲ حسین، وای ... نیزه، نیزه، همراهم باهاش عباسم هست، بازه چشماش منزل، منزل، ما رو بردن کل خیمه سیلی خوردن بچهت رو غم آبش کرد زجرش میداد، زجر نامرد آخ رقیه چه دلی داشت حسین(۲) سر مجروح تو برداشت حسین حتیٰ وقتی سر تو بغل گرفت زجر راحتش نمیداد حسین خرابه شد حرم براش با دست بسته قبر میکَنَم براش خودم تُو قبر گذاشتمش چادر سیاهش هم شده کفن براش(۲) * * * * مونده روی زمین، پیکر تو رها اَلسَّلامُ عَلی مَن دَفَنَهُ اَهلَ قُریٰ خواهرت اگه نیست، رفته شام بلا ریگ و رمل بیابون برات گرفتن عزا(۲) (همونی که ازم پدرم رو گرفت با یه عده حرومی دور و برم رو گرفت) ۲ تو نبودی بابا، معجرم رو گرفت(۲) اومدم فرار کنم، موی سرم رو گرفت(۲) غروب شد، خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد (اذان شد، نمازش رو بست راه حلقت ولی باز نشد) ۳ یک زن تنها چطور شمر و ازت جدا کنم؟(۲) پا شو اذون مغربه، من به کی اقتدا کنم؟(۲ حسین، وای ... هر چه او بیشتر نفس میزد بیشتر میزدند زینب را آخ سر شب جنگ شد تمام ولی تا سحر میزدند زینب را اباعبدالله، اباعبدالله ...