نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج محمود کریمی - آرامش زمان و زمین، یا أباالحسن

آرامش زمان و زمین، یا أباالحسن

[ حاج محمود کریمی ]
آرامش زمان و زمین، یا أباالحسن
روی رکاب عرش، نگین؛ یا أباالحسن
مهر تو‌ رونوشت جبین؛ یا أباالحسن
صلّی علیک، ای شه دین؛ یا أباالحسن

رفتی به طوس و باز نجف شد بنا، علی
یا مظهرالعجایب و یامرتضی‌علی

روحم توان دوری از طوس را نداشت
چون روز حشر، طاقت افسوس را نداشت
هندوستان چنین پر طاووس را نداشت
کس مثل او لیاقت پابوس را نداشت

هر کس به عمد زائر ملک رضا نشد
در روز حشر، فاطمه از او رضا نشد

یادش به خیر! حال و هوایی که داشتم
وقت وصال، هول و ولایی که داشتم
رفتم ولی قسم به خدایی که داشتم
دارم هنوز امام‌رضایی که داشتم

من به لیاقت کرم او نمی‌رسم
به پلک‌های زخمی آقا رضا قسم
 
وقتی نفس به سرفه و خون‌لخته بند شد
اشک زیاد، چاره‌ی آن دردمند شد
هر یک قدم براش برابر به چند شد
پنجاه‌بار خورد زمین و بلند شد

هر سرفه‌ای که زد به نفس‌های خسته‌اش
افتاد یاد مادر پهلو شکسته‌اش
روی سرش عبای غریبی نشانده بود
یعنی برای حرف‌زدن، نا نمانده بود

یعنی که زهر، جان به لبانش رسانده بود
خود را به زور تا در حجره رسانده بود
 
آن زهر، تکّه‌تکّه‌جگر را برید و رفت
مانند تیغ کند که سر را برید و رفت

از افعی حسادت مأمون که خورد نیش
افتاد بین حجره و پیچید دور خویش
چون گیسوی حسین، دلش بود ریش ریش
امّا نداشت خواهر گریان دل‌پریش

تا بوسه گیرد از گلوی نامرتّبش
از ضربه‌ی دوازدهم، مرد زینبش
 
وقتش که شد لباس شهادت کند به تن
آمد پسر که جسم پدر را کند کفن
اینجا زیاد سخت نشد غسل این بدن
نیزه‌شکسته شد کفن شاه بی‌کفن

قدر نگین نداشت تنش جای سالمی
آخر حصیر شد کفن شاه هاشمی
 
هنگام غسل‌دادن جان جهان رسید
پس ناله‌ی جواد به افلاکیان رسید
انگشتر رضا به جواد جوان رسید
انگشتر حسین ولی، ساربان رسید
 
مانند شمر رفت و روی سینه‌اش نشست
انگشت را برید و دل مادرش شکست

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل