حَرم چه کاری داده دست دل مضطرم
حسین ستودهپسندیدن100+
بازدید24.2K
حَرم چه کاری داده دست دل مضطرم نمیدونم شاید خود منم مقصرم سر به سرش میزارم از بس میگم ای حرم حسین حسین آخر میرم یه روز واسهی زندگی کربلا چقدر سخته وابستگی کربلا همه لذت بندگی کربلا کجا رو داره گدا آخه غیر این حَرم بگم واست از کجاش همش خیره این حَرم باز نم بارون و من مجنون و میبینم یه خیابون و حس قشنگیه وقتی دَم غروب دارن اذون میگن میرسی کربلا انگاری یه صدا میگه وضو بگیر وقت نماز شده سمت حَرم بیا حس قشنگیه بارونیه هوا توی حَرم مثل چشمهای زائرا (تاج حَرم، دلم افتاده تو امواج حَرم)۲