میآیم تا ببارم
بغض ابر بهارم
میماند پیش دریا
موجی دنباله دارم
هوس خلوت دارم به حرم
ای راه اشکام تا خداوند
ای انتشار نور و لبخند
هر جا باشم
من پشت پنجره فولادم
گرچه بر بادم
میمانی آقا در یادم
آه چه شود آهویت باشم
دو سه شب در کویت باشم
دل یک صحرا مجنونم
به تو و چشمانت مدیونم
به نگاهی امدادم کن
من خرابم آبادم کن
چو کبوتر جلدم کردی
ز قفس یک شب آزادم کن
در دلم طوفان دارم
به شما ایمان دارم
با غمت مانوسم
اهل شهر طوسم
پای زوارت را میبوسم
رضا رضا
دیدم همه جا
بر در و دیوار حریمت
جایی ننوشته است گنهکار نیاید
هر که بودم
هر که هستم
بر کسی مربوط نیست
بر امام مهربان خود پناه آوردم
آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده
مگر ز آهو کمترم
رضا جان
دستی بکش تو بر سرم
رضا جان
حسین
بغل وا کن
پناه بی کسیهای منی ارباب بغل وا کن
گریزونم از این دنیا منو دریاب بغل وا کن
تو چشم سار نوری و منم مرداب بغل وا کن
شیرینتر از بغل مادر حرم حسین