ما چشم به احسان کریمان داریم
شوق نمک خوان کریمان داریم
در سفره خود نان کریمان داریم
با رزق کریمان چو بسازیم همه
از خلق همیشه بی نیازیم همه
امشب که گداییم، گدای دو کریم
سرگرم عزاییم، عزای دو کریم
در خیمه حزن بچههای دو کریم
با فاطمه یا محمدا میگوییم
با زینبشان یا حسنا میگوییم
با سینه این دو جهل امت بد کرد
نیرنگ صحابه و خیانت بد کرد
دنیا طلبی، بغض و عداوت بدکرد
با اینکه عزیزان خدایند این دو
افسوس که مسموم جفایند این دو
کشته است زنی یهودیه خاتم را
انداخته بر دل همه ماتم را
صدیقه تحمل نکند این غم را
آوار فراق بر جگر سنگین است
دل کندن دختر از پدر سنگین است
افسرده شدیم پشت دیوار بقیع
پژمرده شدیم پشت دیوار بقیع
سرخورده شدیم پشت دیوار بقیع
دیدیم همان شاه که صاحب کرم است
برعکس امامزادهها بی حرم است
ای حضرت مجتبی فدای غم تو
ماییم طرفدار تو و پرچم تو
هرچند جفا کرد به تو مَحرَم تو
ما محرم روضههای جانسوز تواییم
در ماتم روضههای جانسوز تواییم
ای آه شرر بار دلت قاتل ما
آتش بزن امشبی همه حاصل ما
با روضه کوچهها بسوزان دل ما
آن کوچه که از حرف دلت شد حاکی
آنجا که حجاب مادرت شد خاکی
ناموس خدا بود و سرش پایین بود
کوهی ز حیا بود و سرش پایین بود
در ذکر و دعا بود و سرش پایین بود
دور از نظر شیر خدا زد سیلی
دشمن به رخش چه بی هوا
آه ( مادرم ) ۳