لب اگر خشک بود دیده شبیه دریاست
لب اگر خشک بوَد دیده شبیه دریاست چشمها محو تماشای عزیزِ زهراست شاه اما نظرش سویِ جوانِ لیلاست دیدهاش گرم تماشاست ولی گریان است امشبی را شهِ دیر در حرمش مهمان است... **** خیره بر روشنی خیمهی او مهتاب است نقطهی عطفِ زمین خیمگَهِ ارباب است (همه آهسته و آرام رقیه خواب است)۲ نفسش مایهی دلگرمی بیپایان است امشبی را شهِ دیر در حرمش مهمان است... به ابیانتَ و اُمی یا اباعبدالله...