ای قلّهی عشق، مطلع نور در طلب وصل تواَم
مجنون تو و قربونیِ ذُریه و نسل تواَم
ارباب یه عمره گرفتم هواتو
از من نگیری یه موقع نگاهتو
دردت به جونم اگه یار نداری
رخصت بده تا بمیرم برا تو
لشکر میخواهی صف به صف
من، من، من
سرباز میخواهی جون به کف
من، من، من
هل من معین تا بگی
تو، تو، تو
میپیچه از هر طرف
من، من، من
ای جان اباعبدالله جان، جان، جان
من خاک کف پای تو و آدم زیر دست تواَم
تو صاحب این عالم و من نوکر در بست تواَم
ارباب ندیدم تو دنیا شبیهت
عاشق شدم با نگاه ملیحت
هر وقت تو راهت فدایی میخواستی
فرمان بده تا بشم من ذبیحت
قنبر میخواهی پای کار
من،من، من
میثم میخواهی سر به دار
من، من، من
اون که میباره برات
نم، نم، نم
هی مثل ابر بهار
من، من، من
ای جان اباعبدالله جان، جان، جان
من سینه زن و گریه کن داغ تو و راه تواَم
ای شاه غریب کشتهی اون سوز دل و آه تواَم
ارباب غم تو نشسته به جونم
روضه ات یه عمره بریده امونم
انقدر مصیبت عظیمه که باید
مقتل رو من با کنایه بخونم
حقّش ادا شد حسین
وای، وای، وای
سهمش بلا شد حسین
وای، وای، وای
تو گودی قتلگاه
آه، آه، آه
ذبح از قفا شد حسین
وای، وای، وای
ای جان اباعبدالله جان، جان، جان