روز وشب شبیه مرگ روبه رومه
روز و شب شبیه مرگ روبهرومه داغی که یه عمره بغضِ تو گلومه دست من تو دستت مادر بود اون لحظه میمُردم بهتر بود نمیره از یاد من چادر خاکی و وای صورت مادرم وای پیش چشام شکست، وای حرمت مادرم غریب مادر حسن... میرم و غمت رو میخورم حسینجان بچههامو دستت میسپرم حسینجان با این که از داغم میسوزی نیست مثل روز تو هیچ روزی میافتی تو قتلگاه همین که میرسه، آه صدای یا رَبت آه بیهوا نیزهای، آه میخوره به لبت غریب مادر حسین...