رجز بخون نوهی پیمبر
بگو بلند یا حسن
بزن، بزن یهتنه به لشکر
تلف شدن با حسن
ذوالفقاری، حسنیتباری
اوج اقتداری تو جهاد
تو رو هر بار، میبینه علمدار
میخونه واسه تو اِن یَکاد
پسر حسن، یل صفشکن ...
میجنگی شبیه حیدر
بهپا شده شور محشر
میگن اومده به میدون
پسرعموی علیاکبر
قاسمِ ابنِ الحسن ...
(خدا میخواد حسن رو دوباره
ببینه تو کربلا) ۲
بلند شده میونهی میدون
(طنین یا مجتبیٰ) ۲
نوجوونه، ولی پهلوونه
میگیره نشونه لشکر رو
آقازاده، فاتح جهاده
زنده کرده یاد حیدر رو
پسر حسن، یل صفشکن ...
اسمش اَحلیٰ مِن عسل
رزمش یادآور جمل
میره سمت میدون میگه:
حَیَّ عَلیٰ خَیرِ العَمَل
قاسمِ ابنِ الحسن ...
(اجازه از پدرش آورده
فدا شه تو این مسیر) ۲
(نفسنفس رجزه رو لبهاش
حسین امیری، امیر) ۲
مثل سقا، با اِنّا فَتَحنا
دل زده به دریا دَمبهدَم
مَردِ مَرده، فاتح نبرده
چه غوغایی کرده هر قدم
پسر حسن، یل صفشکن ...
مضمون هر چی نمازه
شاگرد رزم عباسه
کی میتونه مثل قاسم
راه حسین رو بشناسه؟
قاسمِ ابنِ الحسن ...