دورِ گردون بس که دشمنکام شد
ماتمِ اسلام، عیدِ عام شد
شامیان بر دست و پا، رنگینخضاب
چهره خونآلود، آلِ بوتراب
***
خصمِ بد آیین به جای احترام
کرد اعلان بر یهودیهای شام
این زنان از خاندان حیدرند
این اسیران عترت پیغمبرند
این سرِ فرزندِ پاکِ حیدر است
روز روزِ انتقام خیبر است
طبق فرمان امیرِ شهر شام
جمله آزادید بهرِ انتقام
این سخن تا بر یهود اعلام شد
شامِ ویران شامتر از شام شد
آنقَدَر آلِ پیمبر را زدند
دختران ناز پَرور را زدند
خندههای فتح بر لب میزدند
زخمها بر قلب زینب میزدند
***
به زینب، هر زمان این چرخ ظلم تازهای دارد
فلک انصاف دِه، آخر ستم اندازهای دارد
***
منی که عصمتِ ناموسِ کبریا بودم
یکی زِ پردهنشینان مرتضی بودم
فلک ببین زِ کجا تا کجا کشیده مرا
***
همه هستیم گرفتاریم به صد غم امّا
بیگمان از اُسَرا عمه گرفتارتر است