حالا كه حالمو ديدی
صدامو میشنيدی
امّا، چشاتو بستی و خوابيدی
چشای من دريا و لبای خشكت ساحل
شَقُّالقمر شد فرقت، بشكنه دست قاتل
(يكی ببره خبر مدينه، برای لیلا
علی شده اِرباً اِربا، علی شده اِرباً اِربا) ٢
پيشت با صورت افتادم
برس به فريادم
بابا، ببين كه من با تو جون دادم
كسی به غير از زينب نمیدونه حال من
پا شو ببین از خيمه اومده دنبال من
(يكی ببره خبر مدينه، برای لیلا
علی شده اِرباً اِربا، علی شده اِرباً اِربا) ٢
اكبر، ای دلبر ليلا
ای يوسف بابا
جانم، همتا نداری ای خوشسيما
پردهی خون باباجون گرفته روی ماهت
گرگای توی صحرا همه شنيدن آهت
(میپيچه صدای نالهی من تُو آسمونا
علی شده اِرباً اِربا، علی شده اِرباً اِربا) ٢
يكی ببره خبر مدينه، برای لیلا
علی شده اِرباً اِربا، علی شده اِرباً اِربا